تبلیغات
حجاب - حجاب؛ از واقعیت تا حقیقت
حجاب
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
نقدی بر نگاه تسامح آلود به پدیده بدحجابی حجاب از ضروریات دین اسلام و مبتنی بر فلسفه تعالی و تکامل نفوس انسانی است. نگرش مبتنی بر اعتقاد به قوانین خلقت می تواند در تعامل اجتماعی و تقید اخلاقی، مسیر صحیح را ارائه کند. اما در مقابل، نگرش سطحی با معیارهای اجتماعی صرف، انسان را از حقیقت ارزشها دور می سازد. در خصوص پدیده بی حجابی و بدحجابی که این روزها به شدت مورد اعتراض مؤمنان قرار گرفته است، به جای بازگشت کامل به ارزشها، با نگاهی مسامحه گرانه و غیر علمی، پدیده موجود را ناچیز می شمارند، اما آنچه در سیره اهل بیت (ع) مشهود است نگاهی عمیق، پایه ای و اساسی به موضوع است. موضوع پوشش از ضروریات دین اسلام و از شعائر ارزشمند تمام ادیان الهی است.
ضرورت اصل پوشش، فارغ از مقدار آن به تناسب مکان و زمان، یک امر قراردادی و اعتباری نیست که قابل خدشه باشد، بلکه مبتنی بر خواست فطری است که پدر و مادر همه انسانها - آدم و حوا - وقتی در مقام مجازات الهی به خاطر تخلف از امر خدا از بهشت خارج شدند، پوشش آنها کنار رفت و آنها احساس خجالت وشرمندگی کردند (سوره نساء). امور فطری، منشأ فلسفی محکمی دارند که در خلقت انسان توسط رب العالمین ایجاد گردیده است. در مورد پوشش که شامل مردان و زنان می شود نیز با تدبر در آیات و روایات مربوطه متوجه فلسفه متعالی آن می شویم که شاخصی انکارناپذیر برای حیات حقیقی انسان است و تخلف از آن و گرایش به برهنگی، انسان را در حیوانیت و طبیعت غرق می کند و از آنجا که ذلت در حیوانیت است و برهنگی مظهری از آن است، پیوسته دشمنان در صدد ایجاد محیطی با فرهنگ برهنگی بوده اند وطبق شواهد تاریخی، یکی از عوامل پیروزی آنها و استثمار انسانها، تحمیل فضای شهوانی بوده است و امروز هم ما در تیررس دشمن مجهز به ابزارهای رسانه ای مختلف جهان هستیم.
اما نکته مهم اینجاست که آنها از آثار زیانبار بدحجابی و بی حجابی آگاهند و ما به همان مقدار از برکات رعایت پوشش غافل هستیم و امروز که به شکل سازمان یافته به آنها مبتلا شده ایم شایسته است به مسئله با نگاه عمیق انسان شناسی و جامعه شناسی و روانشناسی نگاه کنیم نه از حوزه محدود مسئولیت اجتماعی. این نوشتار، نقدی بر نگاه تسامح آلود برخی از دست اندرکاران به پدیده بدحجابی است؛ مدتی است بدحجابی و یا به تعبیری بهتر با حفظ حرمت کلمات، بی حجابی تبدیل به یک مسئله اجتماعی و فرهنگی شده و مؤمنان غیرتمند ایرانی را به اعتراض و عکس العمل مسئولانه واداشته و در سطح رسانه ها و محافل مختلف در حال طرح و نقد و بررسی است و هر کس بنا به دانش دینی یا موقعیت شغلی یا جایگاه معنوی یا آسیب دیدگی و شاید رضایت به این امر، اظهار نظر می کند و یا اقداماتی در حال صورت گرفتن می باشد. اما چرا؟ پاسخ دقیق به این سئوال، اعماق و لایه های موضوع را به شفافیت نشان می دهد و بایدها و نبایدهای حقیقی را عیان می سازد و این مهم به دیدگاه جامعه چه در سطح مردم و چه در سطح مسئولین پیرامون مسئله حجاب برمی گردد که سه دیدگاه معرفتی به موضوع قابل تصور است؛
1- حجاب، واجب الهی و پوشش، مرضی رضای حق است و نباید به هیچ عنوان واجب الهی ترک و حرام الهی صورت گیرد. این دیدگاه و تقید و تأمل، فارغ از فلسفه آن، یک امر الهی است یعنی ولو فایده مورد نظر شارع (فلسفه احکام) قابل فهم و تعلم برای ما نباشد، نفس اطاعت، تقرب می آورد و ترک واجب الهی موجب عذاب است. این نگاه عمیق معرفتی در قلیلی از مؤمنان وجود دارد. اولیای الهی رمز موفقیتشان در چنین تلقی ای از شعائر دینی است و برایشان فرقی نمی کند در سال 1358 باشند یا 1389یا بعد از آن و البته این گروه به فلسفه اعمال نیز توجه خاص دارند.
2- نگاه متأثرانه و بازگشت معترضانه و اظهار تنفر. زمانی که آسیبهای جدی بی عفتی و فحشاء، آنها را تهدید نماید لب به اعتراض می گشایند و دادستانی می کنند و این دیدگاهی سطحی نسبت به حجاب است.
3- دیدگاه میانه که نه به عمق معرفت دسته اول است، نه لاابالی گری و مسامحه کاری، بلکه نگاه آنها به شعائر الهی، فلسفی است. به این معنا که در انجام منهیات مولی، فساد و نقصان و در انجام مأموریت الهی، صلاح و خیر است و هر زمان امور دینی مورد بی توجهی قرار گیرد باید منتظر تبعات منفی آن بود و لذا هرازگاهی اعتراض می نمایند و خواهان اصلاح هستند. این دسته بندی به ما کمک می کند تا ماهیت عکس العمل مسئولین و مردم نسبت به پدیده بدحجابی که بعضأ تامل برانگیز و اعجاب آور است، با دقت بیشتر تحلیل شود، خصوصاً این روزها پای سخن برخی از آنها تازه می فهمیم حکایت از چه قرار است و این اعترافات ناخواسته و اقرار با بیان حال است. از بیانات واقعی برخی از دست اندرکاران در باره واقعه بد حجابی موجود چه نتیجه ای می گیریم؟
امیرالمومنین علی (ع) فرمودند: هرگاه پیشامد ناگواری روی داد، ثروت را فدای جان کنید و چنانچه امری پدید آمد که مجبور به حفظ جان یا فدا کردن دین شدید، جان را فدای دین کنید. بدانید نابود شده کسی است که دینش نابود شده باشد (اصول کافی ج 1 ص216). قبل از بیان جایگاه عفاف وحجاب و خواص انهدامی بی حجابی و بی عفتی در هر مقیاسش که لازمه اثبات مدعا در این نوشتار است به ماهیت و علت برخی اظهارات تسامحی و شاید هم جاهلانه اشاره می کنیم. واقعیت این است که برخی به جای مراقبت از حیثیت اسلام و نظام اسلامی، به دفاع از حیثیت خود می پردازند و گویا طی سالها بین شخص آنها و حیثیت فلان سازمان، پیوند ایجاد شده است. از آنجا که پیکانِ نقد به سازمان او هم مربوط می شود، ظاهراً به دفاع ازسازمان و واقعاً به دفاع از خود می پردازند. برخی نیز در یک فضای کاذب علمی و کارشناس نمایی، خود را برای مردم، شیرین می کنند. حال یا حادثه را نمی بینند یا نمی فهمند یا نمی خواهند بپذیرند، یا قبول دارند اما به صلاح خودشان نمی دانند که به آن اقرار کنند (هر چند به نظر عقلا این اقرار ضمنی است).
در اینجا به اختصار، به علل این اهمالها اشاره می کنیم؛ 1- بی اطلاعی از تأثیرات سوء برخی ناهنجاریهای اجتماعی (مثلاً بدحجابی) 2- عدم تهذیب روحی و اخلاقی و ارزشی که حساسیت و غیرت را نسبت به هنجارهای هماهنگ با فطرت از بین می برد 3- عدم علم به ابعاد روانی و اخلاقی و ارزش وجودی انسانها 4- نداشتن همت عالی و شجاعت و اراده قوی و طبعاً راهکار مناسب جهت جبران نقایص 5- نگرش سطحی و روبنایی و غفلت از عوامل زیربنایی 6- نقدگریزی که از خودبرتربینی انسان نشأت می گیرد و انسان را از واقعیات موجود دور می سازد.
علت تحلیل غلط و انکار حقایق هر چه باشد نتیجه آن نا خوشایند است. برخی از ایشان خطر بی حجابی را به شکل حجیم آن خطرناک می دانند! در این قسمت تسامحاً با نظر آنها همراه می شویم که می گویند حجم یا مقدار بدحجابی بسیار پایین است حال یا به انگیزه (مثبت) سیاسی که بزرگنمایی از معضلات نشود تا مبادا دشمن بهره برداری کند یا با انگیزه های دیگر. اما به هر حال فعلاً قول ایشان را می پذیریم که مثلاً چون این مقدار که ظهور و بروز دارند بزرگنمایی می شود و... اما باز هم حجت ما علیه ایشان باقی است که مگر این حجم قبلاً کمتر نبوده و امروز بیشترشده است؟! مگر همین حجم قلیل، آسیبهای جدی نرم افزاری به جمعیت کثیر مؤمنان وارد نساخته اند؟! مگر پیوسته یک نفر زن بدحجاب یا بی حجاب در یک روستا یا یک شهر، فضا را تخریب نکرده است؟ مگر همین تعداد کم، فضای سمعی بصری جامعه را آلوده نساخته اند؟ آیا این مقدار کم فقط تعدادشان قلیل است یا قدرتشان در تأثیرگذاری نیز قلیل و ضعیف است؟ اگر اینها قلیلند و اثر آنها نیز محدود است، پس تقاضای کالاهای غربی یا نامتناسب با فرهنگ ایمانی جامعه، ازطرف چه کسی صورت می پذیرد!؟ چه کسی حساسیت مؤمنان به ارزشها را با یک نمایش روانی خطرناک و منفی از بین می برد؟ آیا حجم جمعیتی آنها که هر کدام نماینده موفق شیطان در عرصه ایمان است ودل مؤمنان را حد اقل در حد توجه بصری (ناخواسته) با خود همراه می کنند، کم است؟ آیا این تعداد را می توان چون قسمت گندیده سیب جدا کرد و از پیکره جامعه دور ساخت یا اینکه اینها به اشکال گوناگون مثل سرپرستی خانواده، مادری و... آثار وضعی خودشان را خواهند گذاشت؟ آیا عرضه متراکم کالاهای متناسب با ایشان در فروشگاههای مختلف بازار (اعم از لباس، لوازم زینتی و...) و ایجاد محدودیت برای مؤمنان و متدینین، نشانه کم و ضعیف بودن آنهاست؟ و (البته شاید بدحجابی و بی حجابی را به نیمه برهنگی تفسیر کنند! بعد دراین صورت می توان ادعا کرد در دانشگاههای ما اصلأ بدحجابی وجود ندارد یا کمتر از پنج درصد است!!). آیا اصلاً آنها کفار خارجی هستند یا مؤمنانی که ما مسئول حفظ و هدایت و تعلیم آنها هستیم؟ نکته مهمی که لازم است بدان اشاره کنیم تا انگ تندروی یا جنجال طلبی متوجه ما نشود، این است که ما قبول داریم باید از به کار بردن برخی اصطلاحات با توجه به تعریفی که عرف جامعه از آن دارد و شاید تأثیر روانی منفی داشته باشد مانند کلمه (بحران) پرهیز نمود اما نتیجه این توجه، وارونه جلوه دادن واقعیات نیست، چرا که ما اگر می خواهیم برنامه ریزی کنیم، بدون ملاحظه واقعیات چگونه می توان تدبیر لازم را اتخاذ نمود؟ حقیقت آن است که از واقعیت حاکم بر جامعه در بین مردم تا حقیقتی که توسط اهل بیت (ع) به شکل قول و عمل به ما رسیده، فاصله بسیاراست و بدون شک ترسیم چشم انداز بلند برای جامعه به مقایسه با ملل دیگر که راه را گم کرده اند نیست، بلکه به تطبیق با اخلاق علوی و فاطمی (ع) است. (و بدون شک حق ما در تعالی علمی و معنوی بیش از اینهاست که نیازمند بحثی مفصل است.) واقعیات اداره انسان و جامعه باید مبتنی بر معرفت کامل و دقیق از زوایای وجود انسانها باشد، و لذا شایسته است برای تصویر درست مدعا، نگاهی به پوشش از منظر اسلام بیندازیم که در اینجا برخی روایات را پیرامون پوشش (ستر) و تبعات نقصان در پوشش جهت استشهاد می آوریم و قضاوت را به خواننده محترم واگذار می کنیم؛

پوشش از نامحرمان:
1- تحف العقول: علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود برای اینکه چشم زنان به نامحرمان نیفتد، آنان را در پرده نگه دار، زیرا هرچه بیشتر در پرده باشند، برای تو و آنها بهتر است و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست که اشخاص نامطمئن را بر آنان وارد کنی. اگر توانی کاری کنی که مردی جز تو نشناسند این کار را بکن (معنای این حدیث اثبات پرده نشینی نیست بلکه با حفظ جایگاه زن، مدیران را بر آن می دارد تا محیط امنی برای زنها ایجاد کنند که بحث در این موضوع مجال دیگری می طلبد.)
2- تنبیه الخواطر: زنان خود را موقعی که بیرون می آیند با پوشش حفظ کنید. (ج 2 ص 78).
بی حجابی، مظهر بی حیایی:
1- علی (ع) فرمود: علت پاکدامنی، حیاست. (غررالحکم، ص 340)
2- امام صادق (ع) فرمود: ایمان ندارد کسی که حیا ندارد. (الکافی، ج 2 ص 106)
3- رسول خدا (ص) فرمود: وقتی حیا نداشتی، هرکاری می خواهی بکن. (الرضا، ج 2 ص 56)
بی حجابی، زمینه نگا ههای آلوده:
1- حضرت عیسی (ع) فرمود: هرگاه زنی خود را خوشبو کند و بیرون رود تا بویش به مشام دیگران برسد، زنا کار است و هر چشمی که او را بنگرد زناکار است. (تنبیه الخواطر، ج1 ص 28)
2- حضرت عیسی (ع) فرمود: نباید به زنی که به تو تعلق ندارد نگاه کنی، چون تا زمانی که چشم خود را نگه داری، مرتکب زنا نشوی. اگر توانی حتی به جامه زن نامحرم هم نگاه نکنی، چنین کن. (تنبیه الخواطر، ج1 ص 62)
3- پیامبر اسلام (ص) فرمود: برای هر عضوی از انسان بهره ای از زنا نوشته شده است که لاجرم به آن می رسد، مثلاً زنای چشم، نگاه کردن است و... (کنز العمال)
4- امام رضا (ع) فرمود: نگاه کردن به موی زنان به این علت حرام شده است که باعث تحریک مردها می شود و این به فساد و ارتکاب اعمال حرام و ناشایست منجر می شود. (عیون الخبار الرضا، ج 2 ص 97)
5- رسول خدا (ص) فرمود: نگاه اول از آن توست، نگاه دوم به زیان توست و نگاه سوم مایه هلاکت توست.
6- امام صادق (ع) فرمود: نگاه بعد از نگاه، بذر شهوت را در دل می کارد و این خود برای به فتنه کشاندن صاحبش کافی است. (الفقیه، ج3 ص658)
7- رسول خدا (ص) فرمود: انبیای گذشته گفتند زنا نکنید و من می گویم نگاه هم نکنید.

بی حجابی زنان، زمینه ظهور شیطان:
1- رسول خدا (ص) فرمود: ابلیس را لشکری بزرگتر از زنان و خشم نیست. (کافی، ج 5
ص 515) (زنان در عین حال که از شأن و مقامی والاتر از مرد برخوردارند اما با عملکرد غیر اخلاقی مثل بدحجابی به قویترین لشکر شیطان تبدیل می شوند.)
2- امام صادق (ع) فرمود: نگاه آلوده، تیری است از تیرهای زهر آلود ابلیس. (الفقیه،
ج 4 ص 18)
3- حضرت علی (ع) فرمود: چشمها دام شیطانند. (غررالحکم، ص950).
و صدها روایت از این قبیل که نکاتی قابل توجه و حیاتی را به انسان گوشزد می کنند.
1- اسلام در مقام نهی، مکلفین را متهم نمی کند بلکه خطر را به آنها گوشزد می کند و انبیای عظام و امامان معصوم (ع) نیز به بهانه عصمتشان هرگز در این زمینه ها وارد نشدند و نفرمودند چون ما خود را ساخته ایم، پس نگاه می کنیم.
2- علت ذکر روایات با صبغه انذاری بدان جهت بود که این نوشتار در مقام نقد است.
3- روایات از علم کامل به ماهیت انسان صادر گردیده، یعنی انسان شناسی در تمام ابعادش (نه اجتهاد شخصی فلاسفه غرب)
4- کسی ادعا نکند در فضای آزاد جامعه، زنان می توانند به هر شکلی بگردند و مردان هم نگاه کنند، زیرا که این سلب آزادی و ایجاد فضای گناه است (که در جای خود قابل اثبات است)
5- حجاب تنها حفظ بشره (پوست) و مو نیست بلکه بالنسبه شامل سخن، نوع لباس، نوع راه رفتن و... نیز می شود.
6- عدم پوشش مناسب تنها یک معضل اجتماعی کوچک نیست که بتوان با محدودیت سخت افزاری بساط آن را برچید، بلکه دین مرتکبین آن و دیگران را منهدم می کند.
7- زنان به همان اندازه که قدرتمند و مستعد رشد و کمال فراتر از مردان هستند، زمینه تباهی را نیز دارا می باشند.
8- پوشش تنها مختص زنان نیست اما از آنجا که عدم پوشش در آنها مفاسد فراوان دارد، این موضوع به نحو تغلیب در باره آنها مطرح است.

نتیجه:
موضوع مورد بحث را با حقایق آن باید تحلیل نمود نه تفسیر شخصی. اما نگاه سطحی و ساده انگاری موضوع به همین جا ختم نمی شود ودر مقام ارائه راهکار نیز همین منطق حاکم خواهد شد. دایره نفوذ بی حجابی و بدحجابی بسیار است و ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد که تجارب تلخ آن فراوان و مشهود است که در این مجال فرصت پرداختن به آنها نمی باشد، ولذا شایسته نیست کسانی که رسالت مرزبانی شعائر الهی به آنها سپرده شده، با سهله و سمحه بی جا وغفلت از کنار ارزشها بگذرند. مگرغیر از این است که آیات شریفه قرآن پایه های محکم تمدن بزرگ انسانی را محصول اخلاق، عفاف و تقوا می دانند. چگونه می توان شاهد زمینه های فحشا و آلودگی در میان جوانان بود و انتظار رشد معنوی از آنان را داشت؟! امید است با اجرای احکام فردی و اجتماعی اسلام و در پاسخ به اعتماد مردم خصوصاً در فضای زیبا و شعارهای عدالت محورانه دولت دهم وعنایت ویژه رئیس جمهور به مبانی و ارزشهای دینی، مسئولین، امانتداری نمایند تا شاهد شکوفایی جامعه باشیم. امید است همه چیز را در راه حفظ ارزشها ی دینی فدا کنیم و با پرهیز از نمایشهای دانشمند مآبه، با جدّیت و قدرت تمام که از اعتماد ملت به نظام و پشتیبانی آنها و فرامین رهبری نشأت می گیرد به فکر حفظ اسلام باشیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 17 آذر 1389 :: نویسنده : علی اسلامی



درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علی اسلامی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر تون طراحی وبلاگ چطوره ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بروز رسانی :